X
تبلیغات
مادر
مادر
مادر زیبا ترین نام جهان است بهشت زیر پای مادران است
مردم از غصه دوریت مادر . . .

|+|
نوشته شده توسط حمید . ک . مادردوست در یکشنبه 21 فروردین1390 و ساعت 0:40
برگ تقویم

مهربانا روز مادر می رسد از برگ تقویم  نیستی تا کنم جان را فدا و دل نیز تقدیم

لایق آن گلشن و باغ وجودت ما نبودیم                ما نکردیم آن همه عشق خدا را خوب تکریم

شکر نعمت ، نعمتی افزون کند                         ما نکردیم از سر شکر، مهر خود را با تو تقسیم

بهشت از نام مادر سر بلند است                        کنیم دل را برایش صاف و تسلیم

 


برچسب‌ها: مادر روز مادر madar
|+|
نوشته شده توسط حمید . ک . مادردوست در جمعه 22 فروردین1393 و ساعت 0:5
نه سال شده

نه سال شده رفتی و از عشق اثری یسنت     این زندگی ما به نهالش ثمری نیست

پژمرد دگر آن گل زیبای محبت     از جمع صمیمانه ما هم خبری نیست

نه سال گذشت از غم فقدان تو مادر     دلخوش شده ام نمره من را بدهی بیست

آن یاد و دعای تو مرا ساخته فولاد     یک گوشه چشمی نظر از سوی تو کافیست

 

 

نهمین سالیست که مادر در برم نیست    ولله که این غم چه غم سنگینیست

 

یاد یار حقیقی امام زمان (عج) و از پایه گذاران مهدیه گرمسار

با یک صلوات

ممنونم

|+|
نوشته شده توسط حمید . ک . مادردوست در چهارشنبه 30 مرداد1392 و ساعت 22:46
مادرم همیشه در قلب من
|+|
نوشته شده توسط حمید . ک . مادردوست در پنجشنبه 12 اردیبهشت1392 و ساعت 13:25
سختی دوری از مادر

 

مادرم دلتنگ ات ام بد جور حسابی

من چه کردم این چنین دارم قصاصی

ای خدا دادم برس سختی کشیدم

اینچنین سختی ندیدم در کلاسی

 

در کلاس درس عشقت گم شدم باز

شرم دارم میکنم من فاش این راز

من تقلب می کنم گاهی درسته

با چراغی ، نور قلبی راه کن باز

 

وبلاگ مادر زنده است

|+|
نوشته شده توسط حمید . ک . مادردوست در پنجشنبه 14 دی1391 و ساعت 19:14
انتظار
دارم غم جدایی کی این غم ام سراید ما را بکشت این غم تا جان زتن دراید هر شب نمک بزخم ام پاشد غم جدایی امشب شبی ست دیگر اخربگو کجایی نه ادرس و نشانی ندارم از تو عشقم جزتخته سنگ وان لوح که بردلم نوشتم مادر غمت نباشد شیرین شود داغمان مثل شیرینی گل برای یک باغبان گل غنچه ای فقط بود با اتنظار گل شد اگرچه پای رفتن با رفتن تو شل شد پس منتظر بمانم در راه دیدن تو تا گل شود غنچه ای که دور مانده از تو
|+|
نوشته شده توسط حمید . ک . مادردوست در جمعه 22 اردیبهشت1391 و ساعت 11:21
مادر جان الان مهدیه تهرانم.امروز ابوالفضل ات شش ماهه شد.اوردمش مراسم شش ماهه ها.یا علی اصعر
|+|
نوشته شده توسط حمید . ک . مادردوست در جمعه 11 آذر1390 و ساعت 9:20
مادر جان الان مهدیه تهرانم.امروز ابوالفضل ات شش ماهه شد.اوردمش مراسم شش ماهه ها.یا علی اصعر

|+|
نوشته شده توسط حمید . ک . مادردوست در جمعه 11 آذر1390 و ساعت 9:3
مادر نعمت کامله الهی است

ای خدای من

آهنگ تو کردم و امیدم را از روی اعتماد به سوی تو آوردم

و دانستم مسئلت های بسیار من در برابر توانگری تو کم است

و خواهش های عظیم من در برابر وسعت رحمت تو کوچک است

و کرم تو از مسئلت احدی تنگ نمی گردد

و دست تو در بخشش ها از هر دستی بالاتر است....

 

پس خدایا سایه مادری را سر از فرزندی که لیاقت مادرش را دارد کم نکن

دست نوازش مادری را از سر فرزند قدرشناس مادرش کوتاه نکن

و فرزند دلسوزی را چشم انتظار بهبودی مادر بیمارش نکن

 

به حق شب های قدر زیبایت  و به حق اقتدار علی مولایت


 برگرفته از :                                     http://dearmina.persianblog.ir/post/315

|+|
نوشته شده توسط حمید . ک . مادردوست در سه شنبه 1 شهریور1390 و ساعت 23:57
دعای مادری . . .
 

دعای مادر در حق فرزند

حبیبه یا فاطمه یکی از جدّه‌های سید بن طاووس و مادر رضاعی امام صادق(علیه السلام) بود. وقتی منصور دوانیقی به مدینه لشکرکشی، عده‌ای را کشته و عده‌ای را به اسارت برد و آنان را با غل و زنجیر در زندانی تاریک حبس کرد.داوود نیز در میان این اسیران بود.فاطمه،خبری از فرزندش نداشت و پیوسته مشغول دعا و تضرع بود.از صلحا و نیکان طلب دعا می‌کرد؛ ولی اجابت نمی‌شد.هر روز خبری از فرزندش می‌آوردند بر مصیبت و غم او تازه و بیشتر افزوده می شد.

روزی امام صادق(علیه السلام) بیمار شد، ام داوود به عیادت ایشان رفت و از ایشان طلب دعا کرد.حضرت دعایی را به ایشان تعلیم داد و فرمود:در ایام البیض1،آن اعمال را بجا آور.

ابتدا سه روز، سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم رجب را روزه ‏بدار و روز پانزدهم هنگام ظهر غسل کن و 8 رکعت نماز به جا بیاور. (کیفیت نماز در مفاتیح الجنان ذکر شده به آن مراجعه کنید).

ام داوود می‌گوید:این اعمال را انجام دادم و در خواب جمعی از ملائکه، پیامبران و شهدا را دیدم و پیامبر(صلی الله علیه و آله) به من خطاب کرد فرمود:«ای مادر داوود! بر تو بشارت باد که این جماعت برای تو دعا کردند و حاجتت برآورده شد».

ام داوود می‌گوید:از خواب بیدار شدم و پس از مدتی داوود بر من وارد شدو گفت:مادر! در عراق در زندانی تنگ و تاریک بودم و نا امید از رهایی.در خواب دیدم که تو بر حصیری به نماز نشسته‌ای و دور تو مردان چندی جمع شده‌اند که سرهای ایشان بر آسمان و پاهایشان درزمین بود و تسبیح خدا می‌گفتند.آن گاه پیامبر(صلی الله علیه و آله) را دیدم که خطاب به من فرمود:«خدای تعالی دعای مادرت را در حق تو مستجاب کرد».چون بیدار شدم فرستادگان منصور دوانیقی به زندان آمدند.


شبانه مرا پیش او برده،غل و زنجیر را از دست و پای من باز کردند و ده هزار دینار به من داده ،بر شتری سوار کردند و به سرعت به مدینه رسانیدند.فاطمه می‌گوید:من داوود را به خدمت امام صادق(علیه السلام) بردم.حضرت فرمود:سبب آزادی تو آن بود که منصور، امیرالمؤمنین(علیه السلام) را در خواب دیده بود و به او گفت:«فرزند مرا رها کن که اگر این کا ر را نکنی تو را در آتش می‌اندازم!چون نظر کرد دریایی از آتش را درزیر پای خود دید.از وحشت بیدار شد و ترا رها کرد.

|+|
نوشته شده توسط حمید . ک . مادردوست در دوشنبه 31 مرداد1390 و ساعت 18:49
شب های قدر قدر دعای مادرت بدان

شب قدر اگه برای خودت دعا کنی خدا اجابت میکنه و دست رد به سینه اسمونی ات نمی زنه

حالا بیا و زرنگی کن و با رضایت مادرت            دعای مادرت رو در شب قدر قسمت خودت کن

تا خودت رو بیمه بهشتی مادر کنی        تجارت شب قدر بعد از خرید رضایت خدا بهتر از این ؟

 

|+|
نوشته شده توسط حمید . ک . مادردوست در شنبه 29 مرداد1390 و ساعت 18:29
مادر ممنون
سحری بلند میشی     البته با کلی سختی

بزور صورت ات رو میشوری و میری سر سفره حاضر و آماده

اما تا حالا به این فکر کردی این سفره که جلوت پهن میشه هیمجوری حاضر و آماده نبود

و این سفره رو فرشته های آسمونی برات پهن نکردن

 

البته سفره رو فرشته برات آماده کرده    اما یه فرشته زمینی      بنام    مادر

قدر محبتت های فرشته ات رو با تشکر ی اگر چه در حد

 دو کلمه   مادر ممنون   بدون و خستگی ها رو از تنش در بیار

تا ثواب روزه ات هم صد چندان بشه

|+|
نوشته شده توسط حمید . ک . مادردوست در پنجشنبه 27 مرداد1390 و ساعت 1:2

آغوش گرم مادر

 

|+|
نوشته شده توسط حمید . ک . مادردوست در جمعه 27 خرداد1390 و ساعت 20:57
نمک بر زخم پاشیده
تپش های دلم مادر     هوای بودنت دارد

دل من تنگ دیدارست     تپش بس بی رمق دارد

تو زخم دوریت کم بود؟     نمک بر زخم مرهم بود؟

بدان این فاصله ماست     نمک بر زخم من دارد

|+|
نوشته شده توسط حمید . ک . مادردوست در پنجشنبه 19 خرداد1390 و ساعت 14:10
مهر واقعی تنها مهر مادری

پر باز کن که گرمی گرمی وجودت مرا ارزوست

http://files.tabnak.com/pics/201105/201105251142452584.jpg

|+|
نوشته شده توسط حمید . ک . مادردوست در شنبه 7 خرداد1390 و ساعت 23:9

|+|
نوشته شده توسط حمید . ک . مادردوست در سه شنبه 3 خرداد1390 و ساعت 0:32
مجموعه عکس های روز مادر تقدیم به مادر ها و مادر دوست ها

مجموعه عکس های روز مادر

تقدیم به مادر ها و مادر دوست ها

 

کارت پستال روز مادر (Persian)

همه عکس ها رو در ادامه مطلب ببینید


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط حمید . ک . مادردوست در دوشنبه 2 خرداد1390 و ساعت 23:51
7 سال قبل

هفت سال قبل در چنین شبی بود

شب  ولادت حضرت زهرا و روز مادر

که مادرم چشم هاش رو بست و برای همیشه رفت پیش بانو و مادر همه ما حضرت زهرا

مادری که در روز بعثت پیامبر به دنیا اومده بود در روز ولادت حضرت زهرا هم از دنیا رفت

تا بیشتر بدونم چه گوهر ارزشمندی رو از دست دادم 

اره مادر من در روز مادر رفت پیش خداش

و من سالهاست حسرت بدل موندم تا یه بار دیگه و فقط برای یه لحظه هم شده ببینمش

ببینمش  حس اش کنم       به پاهاش بیوفتم و  ببوسم شون

 

من دیگه فرصت اش رو ندارم   اما اونهایی که فرصت دارین

ازتون خواهش میکنم قدر یه ثانیه از این فرصت رو بدونین

این لحظه های در کنار مادر بودن استفاده کنین

با دعا های مادر خودتون رو بیمه الهی کنین

 

نزارین مثل من حسرت یه عمر دلتنگی براتون بمونه و بس

ازتون با همه وجود خواهش میکنم

دختر و پسر فرقی نداره

خضوع در برابر مادر و پدر مثل خضوع در برابر خدا خجالتی نداره   بلکه باعث افتخاره

 

|+|
نوشته شده توسط حمید . ک . مادردوست در دوشنبه 2 خرداد1390 و ساعت 23:40
مادر ام روزت مبارک

روز ات مبارک مادرم      با اینکه رفتی از برم

یاد تو در این دل است      گر چه من بی مادرم

|+|
نوشته شده توسط حمید . ک . مادردوست در دوشنبه 2 خرداد1390 و ساعت 22:35
تا حالا فکر کردی ؟؟؟؟

مشکل اصلی ما ادما اینه که فکر نمیکنیم

حالا ای حال شو نداریم یا شهامت شو    بماند ...

اما .................... اما بیا امشب

فقط برای چند دقیقه به مادرت فکر کن به زحمات اش

به محبت هاش به ایثار اش به دوست داشتن و عشق ورزیدن اش

بیا و امشب به سالها زحمتی که برات کشیده کمی فقط به اندازه چند دقیقه فکر کن

 

ما ادمها عادت داریم به چیز های مادی که برامون ارزش دارن زیاد فکر کنیم

اما تعجب میکنم و متاسفم چرا به مادرامون اصلا زیاد فکر نمیکنیم

یعنی واقعا اینقدر بی ارزش هستن ؟؟؟؟

 

یا ما ارزش اونها رو نمیفهمیم  ؟؟؟؟

 

بیایید به امشب و بعضی شب ها بهش فکر کنیم

 

|+|
نوشته شده توسط حمید . ک . مادردوست در یکشنبه 1 خرداد1390 و ساعت 22:24
هدیه ای از وبلاگ مادر به همه مادر ها و مادر دوست ها
 

اس ام اس تبریک روز مادر ، متون زیبا مخصوص تبریک ولادت حضرت فاطمه !

تقدیم به همه مادر دوست های ایران

اس ام اس تبريك روز مادر ، متون زيبا مخصوص تبریک ولادت حضرت فاطمه !

مادر ای معنی ایثار تو گل باغ خدایی

توی روزگار غربت با غم دل آشنایی

مینویسم ازسرخط مادر ای معنی بودن

مینویسم تا همیشه توئی لایق ستودن

آسمانی پر از ستاره، دشتی پر از گل،

تقدیم به آنی که بهشت زیر پایش جا دارد

به مادرم. . .

 

بقیه اس ام اس ها رو در ادامه مطلب بخونین

 


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط حمید . ک . مادردوست در پنجشنبه 22 اردیبهشت1390 و ساعت 23:18
یادی از ایام قدیم

قبل از وبلاگ مادرم در بلاگفا  در پرشین بلاگ وبلاگ مادرانه ای داشتم

به این ادرس    مادر - پرشین بلاگ

این مطلب رو از اونجا اوردم امیدوارم خوشتون بیاد


از خدا بگم برات

يا از دروغ دنيا

يا از بي وفايي هاش

نامردي هاش

بدنيا دل نبند

و به کسي که بدنيا دل بسته

خودم هم از خودم خسته ام

کاش ميشد

ميتونستم

برم يه جاي دور

دور از همه جا

اونجا که خدا باشه و من و آسمون و ستاره هاش

با پرنده هاش

جيک جيک شون ذهنت رو نوازش بده

و صداي باد

که باهات حرف ميزنه

از اون بالا ميگه

از خاطراتش وقتي که ميون ابر ها حرکت ميکنه

وقتي که قطره هاي آب ابرها تنش رو قلقلک ميده

وقتي که از خدا فرمان ميگيره که نعمت منو ببر بالاي سر بنده هام

بزار پاک بشن

آراسته بشن

ميخواهم بوي بنده هام رو بشنوم

ميخواهم غبار هاي جسمشون رو ازشون دور کنم

ميخواهم بيان بالا

با نگاهشون

وقتي که چشم هاشون رو براي ديدن قطره اي بارون

بسمت من ميگيرن

بدون اينکه بدونن دارن چشم تو چشم خداشون ميشن

در حالي که قلب شون منو احساس ميکنه

و در قلب شون صداي من رو ميشنون که بهشون ميگم

اي بنده هاي من من عاشق شما هستم و بيشتر از هر افريده اي دوستتون دارم

|+|
نوشته شده توسط حمید . ک . مادردوست در سه شنبه 6 اردیبهشت1390 و ساعت 0:0
خانه سالمندان ... ایا انصافه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

همانطوری که به یتیم خانه می توان رفت فرزندی برای خود انتخاب کرد چه خوب است آنانی که در حسرت پدر و مادر هستند یا هرگز والدینی نداشتند اگر وضع مالی آنها خوب است به خانه سالمندان بروند و برای رضای خدا به طور صوری برای خود پدری یا مادری برگزینند یا آنها را به خانه آورند و یا در همانجا از آنها نگهداری کنند و بطور مرتب به آنها سر بزنند و آنها را از این تنهایی نجات دهند! و یا هر از چند گاهی آنها را با خود به مسافرت یا گردشگاهی ببرند و خودشان هم احساس داشتن پدر و مادری کنند!

آنهایی که به بهانه ایی که مادر و پدران آنها چون ثروتی ندارند یا نگهداری از آنان زحمت دارد! آنان را به خانه سالمندان می سپارند! باید بدانند که آنها دروازه های رحمت خدا و بهشت خدا بوده اند که برای همیشه از آن را دست داده اند و به بهای ناچیز فروخته اند!


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط حمید . ک . مادردوست در شنبه 3 اردیبهشت1390 و ساعت 1:19
فرج مهدی فاطمه را طلب کنیم

بدون مقدمه شروع میکنم ...

بهت خبر بدهند مادرت را توی کوچه زدند !!!  چه حالی پیدا میکنی ؟

مادرت را ببینی با چادر خاکی ...  چه حالی پیدا میکنی ؟

مادرت از خدا مرگ را آرزو کند ؟؟؟  چه حالی پیدا میکنی ؟

همین کافیه . حرمت نگه میدارم .

امیدوارم اشکت جاری بشه و از خدا فرج مهدی فاطمه را طلب کنی .

یا زهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرا (س)

خدایا تو رو قسم میدم به اون چادر خاکی ...

تو رو قسم میدم به حضرت زهرا (س) ٬ به حق مادر ۱۸ سالمون ...

مهدی را برسان . آمین

متن کامل دعای فرج امام زمان (عج)

متن دعای سلامتی امام زمان (عج)

|+|
نوشته شده توسط حمید . ک . مادردوست در دوشنبه 29 فروردین1390 و ساعت 1:9
مزار پاک "ام البنين" مادر حضرت اباالفضل علیه السلام

|+|
نوشته شده توسط حمید . ک . مادردوست در یکشنبه 21 فروردین1390 و ساعت 0:46
به بهشت نمی‌روم اگر تو آنجا نباشی

 

 

 

 

 

 

یک نفر سوخته جان است به دادش برسید

 خسته از هر دو جهان است به دادش برسید

 در فراق رخ مهتاب گرفتار شده است

 اشکش از دیده روان است به دادش برسید

 گرچه با آتش غم سوخته بال و پر او

 باز هم بسته زبان است به دادش برسید

 گرچه پروانه شدن در دل آتش، عشق است

 لیک پروانه عشق است به دادش برسید

«به بهشت نمی‌روم اگر تو آنجا نباشی مادر.» وارد اتاق که شدم تابلویی با این عنوان، روی سر مادر بیمار دیدم. می‌گفت بهترین کادویی بود که به مناسبت روز مادر از پسرکوچکش گرفته بود.

«
ماه‌سلطان تیموری» که درغرب تهران زندگی می‌کرد ۱۱ سال بود زمینگیر شده و طی این مدت شاید یک شب هم راحت نخوابیده بود. می‌گفت: یک عارضه نخاعی، قدرت حرکت دست و پایم را گرفت و زمینگیر شدم. تاکنون دوبار زیر تیغ جراحان رفته‌ام اما انگار زندگی نمی‌خواهد روی خوشش را به من نشان دهد. شوهرم «رحمت‌الله دهقان» کارگر شرکت «اتمسفر» بود و ۲۰ سال پیش در جاده مخصوص کرج، قربانی یک تصادف دلخراش شد.

شاید باورتان نشود در روزگاری که بسیاری از فرزندان، پدر و مادر پیرشان را به باد فراموشی می‌سپارند یا روانه خانه سالمندان می‌کنند، «تیمور» برای من غذا پخت، لباس‌هایم را شست، رفیقم شد و در یک جمله، یار غار و باوفای من بود.

ادامه مطلب را حتما بخوانید


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط حمید . ک . مادردوست در یکشنبه 21 فروردین1390 و ساعت 0:27
منتظر نباش . . .

آينه پرسيد که چرا دير کرده است ؟ نکند دل ديگري اورا اسير کرده است ؟ خنديدم و گفتم

او فقط اسير من است تنها دقايقي چند تاخير کرده است گفتم امروز هوا سرد بوده است شايد

موعد قرار تغيير کرده است خنديد به سادگيم آينه و گفت احساس پاک تورا زنجير کرده است

 گفتم از عشق من چنين سخن مگوي او گفت : خوابي سالها دير کرده است

 در ايينه به خود نگاه ميکنم آه عشق او  عجيب مرا پير کرده است

 راست گفت آيينه که منتظر نباش

او براي هميشه دير کرده است

|+|
نوشته شده توسط حمید . ک . مادردوست در شنبه 20 فروردین1390 و ساعت 23:45
هر چه دارم از دعای مادر ست . . .

دعای مادر             

از بایزید بسطامی رحمه`‌ الله علیه پرسیدند: چگونه به این مقام رسیدی؟‌
گفت: ده ساله بودم. همه‌ی شب مشغول عبادت بودم. شبی مادرم از من خواست که چون هوا خیلی سرد است، پیش او بمانم و بخوابم. مخالفت با مادر برایم سخت بود. قبول کردم. آن شب خوابم نبرد. نماز شب نخواندم. یک دست بر دست مادرم گذاشته بودم و دست دیگرم زیر سر مادرم بود. تا صبح هزار قل هو و الله احد خواندم.
آن دستی که زیر سر مادرم بود، خشک شده بود. به خود گفتم، ای تن! رنج برای خدا بکش. وقتی مادرم متوجّه شد، دعا کرد و گفت: یارب! تو از او راضی باش و او را به مقام بالایی برسان.
دعای مادرم در حقّ من مستجاب شد و مرا به این مقام رساند.
 
چند دعای خواندنی و جالب از زبان کودکان ایرانی!
 
 
|+|
نوشته شده توسط حمید . ک . مادردوست در شنبه 20 فروردین1390 و ساعت 23:1
بوسه ی عشق

ابن عباس از حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله نقل مى كند كه :

 من قبل بين عينى امه كان له سترا من النار

هر كسى كه ميان دو چشم مادرش را ببوسد

اين عملش سپر و مانعى مى گردد بين او و آتش جهنم


و در كتاب شرعة الاسلام آمده من قبل رجلى امه فكانما قبل عتبة الكعبه

 هر كسى پاى مادرش را ببوسد گويا آستانه كعبه را بوسيده

|+|
نوشته شده توسط حمید . ک . مادردوست در جمعه 27 اسفند1389 و ساعت 0:12
خدا یکی مادر یکی

همانگونه که جای خداوند را در عرش کسی نخواهد گرفت

جای مادر و محبت مادری را نیز در تمام زمین کسی نخواهد گرفت

|+|
نوشته شده توسط حمید . ک . مادردوست در چهارشنبه 18 اسفند1389 و ساعت 23:34