
مادرم دلتنگ ات ام بد جور حسابی
من چه کردم این چنین دارم قصاصی
ای خدا دادم برس سختی کشیدم
اینچنین سختی ندیدم در کلاسی
در کلاس درس عشقت گم شدم باز
شرم دارم میکنم من فاش این راز
من تقلب می کنم گاهی درسته
با چراغی ، نور قلبی راه کن باز
وبلاگ مادر زنده است
ای خدای من
آهنگ تو کردم و امیدم را از روی اعتماد به سوی تو آوردم
و دانستم مسئلت های بسیار من در برابر توانگری تو کم است
و خواهش های عظیم من در برابر وسعت رحمت تو کوچک است
و کرم تو از مسئلت احدی تنگ نمی گردد
و دست تو در بخشش ها از هر دستی بالاتر است....
پس خدایا سایه مادری را سر از فرزندی که لیاقت مادرش را دارد کم نکن
دست نوازش مادری را از سر فرزند قدرشناس مادرش کوتاه نکن
و فرزند دلسوزی را چشم انتظار بهبودی مادر بیمارش نکن
به حق شب های قدر زیبایت و به حق اقتدار علی مولایت
برگرفته از : http://dearmina.persianblog.ir/post/315
دعای مادر در حق فرزند
حبیبه یا فاطمه یکی از جدّههای سید بن طاووس و مادر رضاعی امام صادق(علیه السلام) بود. وقتی منصور دوانیقی به مدینه لشکرکشی، عدهای را کشته و عدهای را به اسارت برد و آنان را با غل و زنجیر در زندانی تاریک حبس کرد.داوود نیز در میان این اسیران بود.فاطمه،خبری از فرزندش نداشت و پیوسته مشغول دعا و تضرع بود.از صلحا و نیکان طلب دعا میکرد؛ ولی اجابت نمیشد.هر روز خبری از فرزندش میآوردند بر مصیبت و غم او تازه و بیشتر افزوده می شد.
روزی امام صادق(علیه السلام) بیمار شد، ام داوود به عیادت ایشان رفت و از ایشان طلب دعا کرد.حضرت دعایی را به ایشان تعلیم داد و فرمود:در ایام البیض1،آن اعمال را بجا آور.
ابتدا سه روز، سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم رجب را روزه بدار و روز پانزدهم هنگام ظهر غسل کن و 8 رکعت نماز به جا بیاور. (کیفیت نماز در مفاتیح الجنان ذکر شده به آن مراجعه کنید).
ام داوود میگوید:این اعمال را انجام دادم و در خواب جمعی از ملائکه، پیامبران و شهدا را دیدم و پیامبر(صلی الله علیه و آله) به من خطاب کرد فرمود:«ای مادر داوود! بر تو بشارت باد که این جماعت برای تو دعا کردند و حاجتت برآورده شد».
ام داوود میگوید:از خواب بیدار شدم و پس از مدتی داوود بر من وارد شدو گفت:مادر! در عراق در زندانی تنگ و تاریک بودم و نا امید از رهایی.در خواب دیدم که تو بر حصیری به نماز نشستهای و دور تو مردان چندی جمع شدهاند که سرهای ایشان بر آسمان و پاهایشان درزمین بود و تسبیح خدا میگفتند.آن گاه پیامبر(صلی الله علیه و آله) را دیدم که خطاب به من فرمود:«خدای تعالی دعای مادرت را در حق تو مستجاب کرد».چون بیدار شدم فرستادگان منصور دوانیقی به زندان آمدند.
شبانه مرا پیش او برده،غل و زنجیر را از دست و پای من باز کردند و ده هزار دینار به من داده ،بر شتری سوار کردند و به سرعت به مدینه رسانیدند.فاطمه میگوید:من داوود را به خدمت امام صادق(علیه السلام) بردم.حضرت فرمود:سبب آزادی تو آن بود که منصور، امیرالمؤمنین(علیه السلام) را در خواب دیده بود و به او گفت:«فرزند مرا رها کن که اگر این کا ر را نکنی تو را در آتش میاندازم!چون نظر کرد دریایی از آتش را درزیر پای خود دید.از وحشت بیدار شد و ترا رها کرد.
شب قدر اگه برای خودت دعا کنی خدا اجابت میکنه و دست رد به سینه اسمونی ات نمی زنه
حالا بیا و زرنگی کن و با رضایت مادرت دعای مادرت رو در شب قدر قسمت خودت کن
تا خودت رو بیمه بهشتی مادر کنی تجارت شب قدر بعد از خرید رضایت خدا بهتر از این ؟

بزور صورت ات رو میشوری و میری سر سفره حاضر و آماده
اما تا حالا به این فکر کردی این سفره که جلوت پهن میشه هیمجوری حاضر و آماده نبود
و این سفره رو فرشته های آسمونی برات پهن نکردن
البته سفره رو فرشته برات آماده کرده اما یه فرشته زمینی بنام مادر
قدر محبتت های فرشته ات رو با تشکر ی اگر چه در حد
دو کلمه مادر ممنون بدون و خستگی ها رو از تنش در بیار
تا ثواب روزه ات هم صد چندان بشه
پر باز کن که گرمی گرمی وجودت مرا ارزوست

مجموعه عکس های روز مادر
تقدیم به مادر ها و مادر دوست ها

همه عکس ها رو در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب

هفت سال قبل در چنین شبی بود
شب ولادت حضرت زهرا و روز مادر
که مادرم چشم هاش رو بست و برای همیشه رفت پیش بانو و مادر همه ما حضرت زهرا
مادری که در روز بعثت پیامبر به دنیا اومده بود در روز ولادت حضرت زهرا هم از دنیا رفت
تا بیشتر بدونم چه گوهر ارزشمندی رو از دست دادم
اره مادر من در روز مادر رفت پیش خداش
و من سالهاست حسرت بدل موندم تا یه بار دیگه و فقط برای یه لحظه هم شده ببینمش
ببینمش حس اش کنم به پاهاش بیوفتم و ببوسم شون
من دیگه فرصت اش رو ندارم اما اونهایی که فرصت دارین
ازتون خواهش میکنم قدر یه ثانیه از این فرصت رو بدونین
این لحظه های در کنار مادر بودن استفاده کنین
با دعا های مادر خودتون رو بیمه الهی کنین
نزارین مثل من حسرت یه عمر دلتنگی براتون بمونه و بس
ازتون با همه وجود خواهش میکنم
دختر و پسر فرقی نداره
خضوع در برابر مادر و پدر مثل خضوع در برابر خدا خجالتی نداره بلکه باعث افتخاره
روز ات مبارک مادرم با اینکه رفتی از برم
یاد تو در این دل است گر چه من بی مادرم

مشکل اصلی ما ادما اینه که فکر نمیکنیم
حالا ای حال شو نداریم یا شهامت شو بماند ...
اما .................... اما بیا امشب
فقط برای چند دقیقه به مادرت فکر کن به زحمات اش
به محبت هاش به ایثار اش به دوست داشتن و عشق ورزیدن اش
بیا و امشب به سالها زحمتی که برات کشیده کمی فقط به اندازه چند دقیقه فکر کن
ما ادمها عادت داریم به چیز های مادی که برامون ارزش دارن زیاد فکر کنیم
اما تعجب میکنم و متاسفم چرا به مادرامون اصلا زیاد فکر نمیکنیم
یعنی واقعا اینقدر بی ارزش هستن ؟؟؟؟
یا ما ارزش اونها رو نمیفهمیم ؟؟؟؟
بیایید به امشب و بعضی شب ها بهش فکر کنیم
اس ام اس تبریک روز مادر ، متون زیبا مخصوص تبریک ولادت حضرت فاطمه !
تقدیم به همه مادر دوست های ایران

مادر ای معنی ایثار تو گل باغ خدایی
توی روزگار غربت با غم دل آشنایی
مینویسم ازسرخط مادر ای معنی بودن
مینویسم تا همیشه توئی لایق ستودن
آسمانی پر از ستاره، دشتی پر از گل،
تقدیم به آنی که بهشت زیر پایش جا دارد
به مادرم. . .
بقیه اس ام اس ها رو در ادامه مطلب بخونین
ادامه مطلب
قبل از وبلاگ مادرم در بلاگفا در پرشین بلاگ وبلاگ مادرانه ای داشتم
به این ادرس مادر - پرشین بلاگ
این مطلب رو از اونجا اوردم امیدوارم خوشتون بیاد
از خدا بگم برات
يا از دروغ دنيا
يا از بي وفايي هاش
نامردي هاش
بدنيا دل نبند
و به کسي که بدنيا دل بسته
خودم هم از خودم خسته ام
کاش ميشد
ميتونستم
برم يه جاي دور
دور از همه جا
اونجا که خدا باشه و من و آسمون و ستاره هاش
با پرنده هاش
جيک جيک شون ذهنت رو نوازش بده
و صداي باد
که باهات حرف ميزنه
از اون بالا ميگه
از خاطراتش وقتي که ميون ابر ها حرکت ميکنه
وقتي که قطره هاي آب ابرها تنش رو قلقلک ميده
وقتي که از خدا فرمان ميگيره که نعمت منو ببر بالاي سر بنده هام
بزار پاک بشن
آراسته بشن
ميخواهم بوي بنده هام رو بشنوم
ميخواهم غبار هاي جسمشون رو ازشون دور کنم
ميخواهم بيان بالا
با نگاهشون
وقتي که چشم هاشون رو براي ديدن قطره اي بارون
بسمت من ميگيرن
بدون اينکه بدونن دارن چشم تو چشم خداشون ميشن
در حالي که قلب شون منو احساس ميکنه
و در قلب شون صداي من رو ميشنون که بهشون ميگم
اي بنده هاي من من عاشق شما هستم و بيشتر از هر افريده اي دوستتون دارم

همانطوری که به یتیم خانه می توان رفت فرزندی برای خود انتخاب کرد چه خوب است آنانی که در حسرت پدر و مادر هستند یا هرگز والدینی نداشتند اگر وضع مالی آنها خوب است به خانه سالمندان بروند و برای رضای خدا به طور صوری برای خود پدری یا مادری برگزینند یا آنها را به خانه آورند و یا در همانجا از آنها نگهداری کنند و بطور مرتب به آنها سر بزنند و آنها را از این تنهایی نجات دهند! و یا هر از چند گاهی آنها را با خود به مسافرت یا گردشگاهی ببرند و خودشان هم احساس داشتن پدر و مادری کنند!![]()
آنهایی که به بهانه ایی که مادر و پدران آنها چون ثروتی ندارند یا نگهداری از آنان زحمت دارد! آنان را به خانه سالمندان می سپارند! باید بدانند که آنها دروازه های رحمت خدا و بهشت خدا بوده اند که برای همیشه از آن را دست داده اند و به بهای ناچیز فروخته اند!


ادامه مطلب
بدون مقدمه شروع میکنم ...
بهت خبر بدهند مادرت را توی کوچه زدند !!! چه حالی پیدا میکنی ؟
مادرت را ببینی با چادر خاکی ... چه حالی پیدا میکنی ؟
مادرت از خدا مرگ را آرزو کند ؟؟؟ چه حالی پیدا میکنی ؟
همین کافیه . حرمت نگه میدارم .
امیدوارم اشکت جاری بشه و از خدا فرج مهدی فاطمه را طلب کنی .
یا زهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرا (س)
خدایا تو رو قسم میدم به اون چادر خاکی ...
تو رو قسم میدم به حضرت زهرا (س) ٬ به حق مادر ۱۸ سالمون ...
مهدی را برسان . آمین
متن کامل دعای فرج امام زمان (عج)
متن دعای سلامتی امام زمان (عج)
|
| ||||||
|
یک نفر سوخته جان است به دادش برسید
خسته از هر دو جهان است به دادش برسید
در فراق رخ مهتاب گرفتار شده است
اشکش از دیده روان است به دادش برسید
گرچه با آتش غم سوخته بال و پر او
باز هم بسته زبان است به دادش برسید
گرچه پروانه شدن در دل آتش، عشق است
لیک پروانه عشق است به دادش برسید
«
به بهشت نمیروم اگر تو آنجا نباشی مادر.» وارد اتاق که شدم تابلویی با این عنوان، روی سر مادر بیمار دیدم. میگفت بهترین کادویی بود که به مناسبت روز مادر از پسرکوچکش گرفته بود.«ماهسلطان تیموری» که درغرب تهران زندگی میکرد ۱۱ سال بود زمینگیر شده و طی این مدت شاید یک شب هم راحت نخوابیده بود. میگفت: یک عارضه نخاعی، قدرت حرکت دست و پایم را گرفت و زمینگیر شدم. تاکنون دوبار زیر تیغ جراحان رفتهام اما انگار زندگی نمیخواهد روی خوشش را به من نشان دهد. شوهرم «رحمتالله دهقان» کارگر شرکت «اتمسفر» بود و ۲۰ سال پیش در جاده مخصوص کرج، قربانی یک تصادف دلخراش شد.
شاید باورتان نشود در روزگاری که بسیاری از فرزندان، پدر و مادر پیرشان را به باد فراموشی میسپارند یا روانه خانه سالمندان میکنند، «تیمور» برای من غذا پخت، لباسهایم را شست، رفیقم شد و در یک جمله، یار غار و باوفای من بود.
ادامه مطلب را حتما بخوانید
ادامه مطلب
آينه پرسيد که چرا دير کرده است ؟ نکند دل ديگري اورا اسير کرده است ؟ خنديدم و گفتم
او فقط اسير من است تنها دقايقي چند تاخير کرده است گفتم امروز هوا سرد بوده است شايد
موعد قرار تغيير کرده است خنديد به سادگيم آينه و گفت احساس پاک تورا زنجير کرده است
گفتم از عشق من چنين سخن مگوي او گفت : خوابي سالها دير کرده است
در ايينه به خود نگاه ميکنم آه عشق او عجيب مرا پير کرده است
راست گفت آيينه که منتظر نباش
او براي هميشه دير کرده است

دعای مادر
گفت: ده ساله بودم. همهی شب مشغول عبادت بودم. شبی مادرم از من خواست که چون هوا خیلی سرد است، پیش او بمانم و بخوابم. مخالفت با مادر برایم سخت بود. قبول کردم. آن شب خوابم نبرد. نماز شب نخواندم. یک دست بر دست مادرم گذاشته بودم و دست دیگرم زیر سر مادرم بود. تا صبح هزار قل هو و الله احد خواندم.
آن دستی که زیر سر مادرم بود، خشک شده بود. به خود گفتم، ای تن! رنج برای خدا بکش. وقتی مادرم متوجّه شد، دعا کرد و گفت: یارب! تو از او راضی باش و او را به مقام بالایی برسان.
دعای مادرم در حقّ من مستجاب شد و مرا به این مقام رساند.

![]()
ابن عباس از حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله نقل مى كند كه :
من قبل بين عينى امه كان له سترا من النار
هر كسى كه ميان دو چشم مادرش را ببوسد
اين عملش سپر و مانعى مى گردد بين او و آتش جهنم
و در كتاب شرعة الاسلام آمده من قبل رجلى امه فكانما قبل عتبة الكعبه
هر كسى پاى مادرش را ببوسد گويا آستانه كعبه را بوسيده
همانگونه که جای خداوند را در عرش کسی نخواهد گرفت

جای مادر و محبت مادری را نیز در تمام زمین کسی نخواهد گرفت
مادر ست ان حرمت و ازادگی مادر ست ان تکیه گاه زندگی
مادر ست دلداره فرزند خویش چون کشد جور تا کند او بندگی
قدر ان دوران که هستی در برش سخت دان و نگه دار محفل دلدادگی


به گزارش مهر، آلينوش طريان در سال 1299 در خانواده اي ارمني به دنيا آمده و براي تکميل تحصيلات خود به فرانسه رفت. او بعد از فارغ التحصيلي در رشته دکتراي فيزيک از دانشگاه سوربن پاريس، به ايران بازگشت و به عنوان اولين استاد زن، در مؤسسه ژئوفيزيک دانشگاه تهران مشغول به کار شد.
وي نخستين کسي بود که در رصدخانه دانشگاه تهران به تدريس فيزيک ستاره پرداخت. علاقه او به علم و دانش سبب شد وصيت نامه اي تنظيم کند و منزل مسکوني خود را بعد از مرگ به ارامنه جلفا و دانشجوياني که محل اسکان مناسبي ندارند ببخشد او تا سالهاي اوليه انقلاب مشغول فعاليت بود.
دکتر طريان پايه گذار نخستين رصدخانه فيزيک خورشيدي و نخستين تلسکوپ خورشيدي ايران و ارائه درسهاي فيزيک خورشيدي و اخترفيزيک براي نخستين بار در کشور بود.
وي سالهاي پاياني عمر خود را در خانه سالمندان توحيد گذراند. در سال 82 از زندگي دکتر طريان فيلمي با عنوان «سوي خورشيد» ساخته و در آن زندگي اين نخستين بانوي استاد کرسي فيزيک ستاره در دانشگاه تهران به تصوير کشيده شد.
دکتر محمود احمدي نژاد رئيس جمهور در مراسمي در تاريخ 26 تير ماه سال 1385 از وي تقدير کرد. اين مراسم به مناسبت سالروز ولادت حضرت زهرا (س) و بزرگداشت مقام زن از زنان نمونه برگزار شده بود.
او همچنين از سوي برنامه فرزانگان صدا و سيما به عنوان چهره ماندگار در عرصه علمي معرفي مي شود و در فيلم مستندي زندگي و فعاليت هاي علمي وي بازگو مي شود.
در پاييز سال 89 پس از سالها، مراسم بزرگداشتي براي آلينوش طريان نخستين بانوي فيزيکدان ايراني و مادر ستاره شناسي ايران در باشگاه آرارات تهران برگزار شد.
مراسم تشييع وي در روز دوشنبه 16 اسفند از کليساي مريم مقدس برگزار مي شود.







